برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
394
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
دستها يا پاهايشان قطع شد . « 225 » ابتدا مغولان ( در زمان چنگيز خان و تيمور ) كشتار جمعى وحشتانگيز را مجددا بهصورت رسم متداول كلى درآوردند . تبادل اسيران مسلمان در جنگهاى با ايران ( تا حدودى بر خلاف نبردهاى مرزى با روم شرقى ) به زودى اهميت خود را از دست داد ، زيرا كه ديگر اسلام در ايران به سرعت گسترش يافته بود و در جنگهاى مرزى در شرق و شمال شرقى تبادلى منظم بدون شك به ندرت قابل تصوّر بود . برعكس در اينجا اغلب فديه زيادى براى اسراء مطالبه مىشد : 500000 درهم براى يكى از اسراى متشخص عرب ساكن كابل در حدود سال 76 ه / 683 م ، « 226 » يا حتى 000 ، 500 دينار براى همسر سلطان سنجر كه از جانب قراختائيان به اسارت گرفته شده بود ، و 000 ، 100 دينار براى امير اسيرى با پسرش . « 227 » امّا در مواردى هم كه ارقام مورد مطالبه تا اين حد بالا نبود ، باز فديه اسراء همواره منبع عايدى قابل توجهى بشمار مىآمد . بنابراين جاى تعجبى نيست اگر مىبينيم كه فاتحان براى اينكه بهوسيله فديه سود سرشارى نصيب خود سازند ، به زودى كوشش خود را بر اين اساس قرار دهند كه حتى الامكان اسيران زيادى به دست آورند . « 228 » از هر اسير متشخص طبيعتا تا حدودى بهعنوان شيئى پربهاء مراقبت مىشد : حاكم سبكسر بلاساغون در سال 90 ه / 709 حاكم اسير تخارستان را با زنجيرى طلايى به بند كشيد ، « 229 » تا دوران حبس او را برايش « قابلتحمّلتر » كند . در يك نظر كلى ، فديه اينجا در شرق فقط براى شخصيتهاى برجسته مطرح
--> ( 225 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1591 ، 1928 . - سال 409 ه / 1018 م محمود غزنوى سه اسير ( شايد رهبران نظامى ؟ ) را اعدام و بقيّه را بين پادگانهاى هندى تقسيم كرد : بيهقى : تاريخ ، ص 677 . ( 226 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 398 . ( 227 ) . حسينى : اخبار الدولة السلجوقية ، ص 66 ؛ بندارى : زبدة النصره ، ص 278 . - ارقام ديگر شبيه به آن ( سال 526 ه / 1132 م ) مثلا در همان كتاب ، ص 71 و يا ( سال 494 ه / 1101 م ) در راوندى : راحة الصدور ، ص 147 . ( 228 ) . طبرى : تاريخ 1 ، 2470 ( از 644 نفر اسير « كرد » و فارس در ميدان جنگ ، گزارش مىدهد . ( 229 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 208 .